کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه افتالیدن | کلماتور
معانی کلمه : افتالیدن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːftˈɑlidˌan/
تلفظ :
['a:ft'Alid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
افتالیده
افتالیان
افتانیدن
دیدار افتادن
راه افتادن
رجوع افتادن
رحم افتادن
رخنه افتادن
رشک افتادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
افتالیدن. [ اِ ] ( مص ) پراکندن. پاشیدن. افشاندن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). پاشیدن. پراکنده کردن. برافشاندن. ( آنندراج ). شکافتن و دریدن است. ( برهان ) ( آنندراج ). شکافتن. دریدن. تلف نمودن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به افتال شود.
فرهنگ عمید
۱. افشاندن، پاشیدن.
۲. پراکنده ساختن.
۳. دریدن.
۴. شکافتن.
کلمات مرتبط
افتالیده
افتالیان
افتانیدن
دیدار افتادن
راه افتادن
رجوع افتادن
رحم افتادن
رخنه افتادن
رشک افتادن
نظرات