Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افتاده حالی

تلفظ بین المللی : /oftˈɑdeː hˈɑli/ تلفظ :‌ [oft'Ade: h'Ali]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • افتاده حال
  • از حال وحوصله افتادن
  • فهرست کشورها بر اساس تعداد خطوط تلفن در حال استفاده
  • قنات حاجی اباد اباده
  • قنات حاجی قربان اباده
  • قنات حاجی محمدی اباده
  • تعلیقه علی حاشیه الاستاد علی الفرائد
  • افتاده
  • افتاده حسین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

افتاده حالی. [ اُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) متواضع بودن. فروتنی. آرام بودن. بی حالی :
کاکل از بالانشینی رتبه ای پیدا نکرد
سنبل از افتاده حالی همنشین ما شده.

فرهنگ فارسی

متواضع بودن فروتنی آرامی

کلمات مرتبط

  • افتاده حال
  • از حال وحوصله افتادن
  • فهرست کشورها بر اساس تعداد خطوط تلفن در حال استفاده
  • قنات حاجی اباد اباده
  • قنات حاجی قربان اباده
  • قنات حاجی محمدی اباده
  • تعلیقه علی حاشیه الاستاد علی الفرائد
  • افتاده
  • افتاده حسین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات