Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اف

تلفظ بین المللی : /ˈef/ تلفظ :‌ ['ef]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • آف
  • اف اف
  • اف اسکات فیتزجرالد
  • اف کردن
  • اف گفتن
  • اف 102
  • اف 14 تام کت های ایران
  • اف 15٬063
  • اف 2 لینکوک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

اف . [ اَ ] (پیشاوند) بر. روی . بالا. چنانکه در افسر، افسار، افروختن و نظایر آن . (یادداشت مؤلف ).

اف . [ اَف ف ] (ع مص ) اف کردن . (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). ازاندوه و تنگدلی و درد، اف گفتن . (از اقرب الموارد).تَأفیف . تأفف . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

اف . [ اُ ] (روسی ، پسوند) ...

فرهنگ عمید

کلمه‌ای که در مقام اظهار دلتنگی و افسردگی و نفرت و انزجار به کار می‌رود.

( آف ) ۱. مهر، خور، خورشید.
۲. آهوی مشک.
کلمه ای که در مقام اظهار دلتنگی و افسردگی و نفرت و انزجار به کار می رود.

فرهنگ معین

( اُ ) [ ع . ] (صت .)کلمه ای است که به هنگام اظهار افسرد گ ی ،نفرت و کراهت استعمال کنند.

( آف ) ( اِ. ) مهر، خورشید.
( اُ ) [ ع . ] (صت . )کلمه ای است که به هنگام اظهار افسرد گ ی ،نفرت و کراهت استعمال کنند.

فرهنگ فارسی

( آف ) آهوی ختن
کلمهای است که درمقام اظهاردلتنگی وافسردگی ونفرت وانزجاربکارمی برند، درعربی اسم فعل است یعنی اظهاردلتنگی میکنم
( صفت ) کلمه ایست که بهنگام اظهار افسردگی نفرت و کراهت استعمال کنند .
هنگام وقت حین

دانشنامه عمومی

اف (ابهام زدایی). اف ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:اف (ایکس)اف (زبان برنامه نویسی)اف (سیریلیک)wiki: گروه دخترانه کی-پاپ است که در سال ۲۰۰۹ میلادی، زیرنظر اس.ام. اینترتینمنت شکل گرفت. این گروه از چهار عضو به نام های ویکتوریا، امبر، لونا و کریستال تشکیل شده است. البته لازم است ذکر شود که این گروه در ابتدا یک گروه پنج نفره بود تا اینکه در ۷ اوت ۲۰۱۵، سولی جهت تمرکز بر فعالیت های باز...

گویش مازنی

از اصوات که به هنگام درد ادا شود

/of/ از اصوات که به هنگام درد ادا شود

مترادف و متضاد

fie! (صوت)
اه، اف، تف

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اُفّ کلمه‏ای است که در اظهار کراهت از کسی یا چیزی به کار می‏رود واز آن به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است.آزار رساندن و اهانت کردن به پدر و مادر، هرچند با گفتن اُفّ که کمترین اهانت است حرام و در قرآن کریم از آن نهی شده است. wikifeqh: اف[ویکی الکتاب] معنی أُفٍّ: متنفرم - بدم می آیدریشه کلمه: افف (۳ بار)«راغب» در کتاب «مفردات» می گوید: «أُفّ، در اصل به معنای هر چیز کثیف و آلوده است; و به...

کلمات مرتبط

  • آف
  • اف اف
  • اف اسکات فیتزجرالد
  • اف کردن
  • اف گفتن
  • اف 102
  • اف 14 تام کت های ایران
  • اف 15٬063
  • اف 2 لینکوک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات