کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اف-کردن | کلماتور
معانی کلمه : اف کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈef kˈardan/
تلفظ :
['ef k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ران افشردن
راه افکندن
رای افکندن
رخت افکندن
رخنه افکندن
رستخیز افکندن
رنگ افکندن
ز پای افکندن
زاویه افکندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اف کردن. [ اُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأفیف. ( تاج المصادر بیهقی ). اظهار کراهت کردن. اف گفتن :
در آینه دولت تا زنگ پذیر است
در دهر کرا زهره اف کردن و آهست.
سوزنی.
فرهنگ فارسی
اظهار کراهت کردن
کلمات مرتبط
ران افشردن
راه افکندن
رای افکندن
رخت افکندن
رخنه افکندن
رستخیز افکندن
رنگ افکندن
ز پای افکندن
زاویه افکندن
نظرات