Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اغواء

تلفظ بین المللی : /ˈeq1vɑ/ تلفظ :‌ ['eq1vA]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد
  • اغواء بکار بد
  • کسی را بکاربد اغواء کردن
  • اغماء
  • اغوا کردن
  • اغوا کننده
  • اغواگر
  • زن اغوا کننده
  • فریب و اغوا
  • گلو درد به اغشاء کاذب
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اغواء. [ اِ ] ( ع مص ) گمراه گردانیدن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گمراه کردن. ( آنندراج ) ( از منتخب بنقل غیاث اللغات ). بی راه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از المصادر زوزنی ). بگمراهی انداختن. ( از اقرب الموارد ). اضلال کردن. تسویل. ( یادداشت بخط مؤلف ) : اگر اختیار بدست من بودی و دیگران در اغراء و اغواء قوم سعی ننمودندی هرگز مفارقت جرجان اختیار نکردی....

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص م . )گمراه کردن ،گول زدن .

مترادف و متضاد

subornation (اسم)
رشوه، اغواء، اغواء بکار بد، زیر پا نشینی

suasion (اسم)
تحریک، ترغیب، اغواء

کلمات مرتبط

  • اغواء بکار بد
  • کسی را بکاربد اغواء کردن
  • اغماء
  • اغوا کردن
  • اغوا کننده
  • اغواگر
  • زن اغوا کننده
  • فریب و اغوا
  • گلو درد به اغشاء کاذب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات