کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اغوا کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈeq1vɑ kˈardan/
تلفظ :
['eq1vA k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اعوا کردن
در اغوش حمل کردن
کسی را بکاربد اغواء کردن
اغرا کردن
اغوا
اغوا کننده
اغوا شدن
زن اغوا کننده
فریب و اغوا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
اغوا کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گمراه کردن. بیراه گردانیدن. بضلالت انداختن. رجوع به اغوا شود.
فرهنگ فارسی
گمراه کردن بیراه گردانیدن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
wile (فعل)به طمع انداختن، فریفتن، اغوا کردنlure (فعل)فریفتن، اغوا کردن، بوسیله تطمیع بدام انداختن، بطمع طعمه یا سودی گرفتار کردنentice (فعل)جلب کردن، فریفتن، اغوا کردن، بدام کشیدنseduce (فعل)فریفتن، اغوا کردن، گمراه کردن، از راه بدر کردن، مفتون کردنcrimp (فعل)چروکیدن، اغوا کردن، چین چین و موج دار کردنtempt (فعل)فریفتن، اغوا کردن، دچار وسوسه کردن...
کلمات مرتبط
اعوا کردن
در اغوش حمل کردن
کسی را بکاربد اغواء کردن
اغرا کردن
اغوا
اغوا کننده
اغوا شدن
زن اغوا کننده
فریب و اغوا
نظرات