Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اغندن

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1nadˌan/ تلفظ :‌ ['a:q1nad,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • آغندن
  • زهر اگندن
  • کج اغند
  • کژ اغندش
  • آژندن
  • اژندن
  • پهلو آکندن
  • پهلو اکندن
  • آزندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

( آغندن ) آغندن. [ غ َ دَ ] ( مص ) آکندن.

آغندن. [ غ ُ دَ ] ( مص ) تر نهادن. خیساندن.

فرهنگ عمید

( آغندن ) آگندن، آکندن، انباشتن، پر کردن چیزی به زور.

فرهنگ معین

( آغندن ) (غَ دَ ) (مص م . ) آکندن .

کلمات مرتبط

  • آغندن
  • زهر اگندن
  • کج اغند
  • کژ اغندش
  • آژندن
  • اژندن
  • پهلو آکندن
  • پهلو اکندن
  • آزندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات