معانی کلمه : پهلو آکندن
لغت نامه دهخدا
پهلو آکندن . [ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فربه شدن . رجوع به آکندن و آکنده شدن شود.
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ) (مص ل .) فربه شدن .

پهلو آکندن . [ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فربه شدن . رجوع به آکندن و آکنده شدن شود.
( ~. کَ دَ) (مص ل .) فربه شدن .