معانی کلمه : اعجاب کردن
لغت نامه دهخدا
اعجاب کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکبر کردن. فضیلت نهادن خود را :
آن که صد فضل فزون دارد هرگز بیکی
خویشتن را نستوده ست و نکرده ست اعجاب.رجوع به اعجاب شود.
آن که صد فضل فزون دارد هرگز بیکی
خویشتن را نستوده ست و نکرده ست اعجاب.رجوع به اعجاب شود.
فرهنگ فارسی
تکبر کردن فضیلت نهادن خود را
