Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اصناع

تلفظ بین المللی : /ˈaːsnˈɑʔ/ تلفظ :‌ ['a:sn'A?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ایمه اثناعشر
  • اقناع شدن
  • اقناع نشدنی
  • اقناع نکردنی
  • اتحادیه اصناف
  • محل اجتماع اصناف
  • اصطناع
  • اصقاع
  • اصناف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اصناع . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ صنع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به صنع شود.
- اصناعی الایدی ؛ چربدستان . باریک کاران . ماهران در پیشه ٔ خویش . (منتهی الارب ).

اصناع . [ اِ ] (ع مص ) یاری کردن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اعانت کردن دیگری را. (از اقرب الموارد) (از قطر ال...

فرهنگ فارسی

یاری کردن کسی را . اعانت کردن دیگری را . یا آموختن نادان کاری را . آموختن و استوار کردن وی .

کلمات مرتبط

  • ایمه اثناعشر
  • اقناع شدن
  • اقناع نشدنی
  • اقناع نکردنی
  • اتحادیه اصناف
  • محل اجتماع اصناف
  • اصطناع
  • اصقاع
  • اصناف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات