کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اصطراف | کلماتور
معنی کلمه : اصطراف
تلفظ بین المللی :
/ˈaːstarˈɑf/
تلفظ :
['a:staR'Af]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نجیب الاطراف
اجرای رقص در اطراف شمشیر
اطراف دریا
اطراف قلب
بسهولت به اطراف منتشر شونده
به اطراف منتشر کردن
به اطراف چرخاندن
جاری شونده در اطراف
حصار یا نرده اطراف خانه یا شهر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اصطراف. [ اِ طِ ] ( ع مص ) اصطراف مرد؛ تصرف وی در طلب مکسب. ( از اقرب الموارد ). برگشتن در کسب چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || اصطراف دراهم ؛ خریدن آنرا، تقول لصاحبک : بکم اصطرفت هذه الدراهم فیقول : اصطرفتها بدینار. ( اقرب الموارد ). خریدن ، چنانکه دراهم را. ( منتهی الارب ). || حیله کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). استفاء. حیله کردن. یقال : استفی وجهه ؛ اذا اصطرفه. ( منتهی الارب د...
کلمات مرتبط
نجیب الاطراف
اجرای رقص در اطراف شمشیر
اطراف دریا
اطراف قلب
بسهولت به اطراف منتشر شونده
به اطراف منتشر کردن
به اطراف چرخاندن
جاری شونده در اطراف
حصار یا نرده اطراف خانه یا شهر
نظرات