کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جاری-شونده-در-اطراف | کلماتور
معنی کلمه : جاری شونده در اطراف
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑri ʃavˈandeː dˈar ˈaːtrˈɑf/
تلفظ :
[dZ'ARi Sav'ande: d'aR 'a:tR'Af]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جاری شونده
با هم جاری شونده
بوسیله باد جارو شده
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
جاری
جاری به مقدار زیاد
جاری بودن
جاری ساختن
جاری شدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
circumfluent
(صفت)
احاطه کننده، جاری شونده در اطراف
کلمات مرتبط
جاری شونده
با هم جاری شونده
بوسیله باد جارو شده
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
جاری
جاری به مقدار زیاد
جاری بودن
جاری ساختن
جاری شدن
نظرات