معانی کلمه : اصباغ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
صبغ#NAME?
= صبغ
فرهنگ فارسی
رنگها، جمع صبغ
اصباغ نعمت تمام کردن و کامل گردانیدن نعمت را . یا اسباغ نعمت بر کسی . یا غوره خرما بن پیختن در آمدن . یا اصباغ ناقه افکندن آن بچه موی بر آورده را .
اصباغ نعمت تمام کردن و کامل گردانیدن نعمت را . یا اسباغ نعمت بر کسی . یا غوره خرما بن پیختن در آمدن . یا اصباغ ناقه افکندن آن بچه موی بر آورده را .
