Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اصاخه

تلفظ بین المللی : /ˈaːsˈɑxeː/ تلفظ :‌ ['a:s'Axe:]
لغت نامه دهخدا
  • اخاخه
  • اذاخه
  • ازاخه
  • اصابه
  • اصاته
  • اصاحه
  • اصاده
  • اصاره
  • اصاصه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اصاخة. [ اِ خ َ ] (ع مص ) گوش داشتن . یقال : اصاخ له ؛ ای استمع. (منتهی الارب ). استماع و اصغاء. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). شنیدن و گوش داشتن . (آنندراج ). فانیوشیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). گوش فراداشتن . شنفتن . گوش دادن . || اصاخه ٔ فلان بر حق فلان ؛ سکوت کردن برای از میان بردن آن . (از اقرب الموارد).

( اصاخة ) اصاخة. [ اِ خ َ ] ( ع مص ) گوش د...

کلمات مرتبط

  • اخاخه
  • اذاخه
  • ازاخه
  • اصابه
  • اصاته
  • اصاحه
  • اصاده
  • اصاره
  • اصاصه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات