معانی کلمه : اصاحه
لغت نامه دهخدا
اصاحة. [ اِ ح َ ] (ع مص ) گوش فراداشتن . || انتظار چیزی کردن . || ترسیدن . (منتهی الارب ) .
( اصاحة ) اصاحة. [ اِ ح َ ] ( ع مص ) گوش فراداشتن. || انتظار چیزی کردن. || ترسیدن. ( منتهی الارب ) .
فرهنگ فارسی
گوش فرا داشتن یا انتظار چیزی کردن یا ترسیدن .
