کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اشی ونگوهی
تلفظ بین المللی :
/ˌaʃi vˌanaɡˈuːhi/
تلفظ :
[,aSi v,anag'u:hi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اشیش ونگوهی
آشی
اشی
اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
اشی بتسو هوکایدو
اشی جلال اباد
اشی مشی
اشی ناگانو
اشی هیشیگی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اشی ونگوهی. [ ] ( اِخ ) رجوع به اشیش ونگوهی شود.
کلمات مرتبط
اشیش ونگوهی
آشی
اشی
اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
اشی بتسو هوکایدو
اشی جلال اباد
اشی مشی
اشی ناگانو
اشی هیشیگی
نظرات