Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشکال تراش

تلفظ بین المللی : /eːʃkˈɑltarˌɑʃ/ تلفظ :‌ [e:Sk'AltaR,AS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • اشکال تراشیدن
  • اشکال تراشی
  • دقت کردن و اشکال تراشی
  • اشکالتراشی
  • اشکالتراشی کردن
  • اشکاتراش
  • اشکال
  • اِشکال
  • اشکال مختلف یک حرف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

اشکال تراش. [ اِ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه بر کار اشکال گیرد. آنکه امری را دشوار کند و از آن اشکال بجوید. بهانه جو. سختگیر. و رجوع به اشکال تراشی شود.

فرهنگ عمید

کسی که از هر کاری اشکال می گیرد، آن که امری را دشوار سازد و سخت گیری و بهانه جویی کند.

کلمات مرتبط

  • اشکال تراشیدن
  • اشکال تراشی
  • دقت کردن و اشکال تراشی
  • اشکالتراشی
  • اشکالتراشی کردن
  • اشکاتراش
  • اشکال
  • اِشکال
  • اشکال مختلف یک حرف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات