معانی کلمه : اشکال
لغت نامه دهخدا
خاطر آرد بس شکال اینجا ولیک
بگسلد اشکال را استور نیک
دست عشقش آتشی اشکال سوز
هر خیالی را بروبد نور روز.
و رجوع به شِکال شود.
فرهنگ عمید
شِکل#NAME?
۱. پوشیده شدن کار و مشتبه گردیدن آن؛ دشواری؛ سختی و پیچیدگی کاری یا امری.
۲. (اسم) مسئله.
۳. (اسم) عیب؛ نقص.
ریسمانی که به چهار دست و پای ستور میبستند؛ پایبند ستور: ◻︎ خاطر آرد بس شکال اینجا ولیک / بگسلد اشکال را استور نیک (مولوی۱: ۳۸۸).
فرهنگ معین
( ~.) ( اِ.) پای بند ستور، شکال .
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ شکل . 1 - صورت ها، گونه ها، انواع . 2 - پیکرها.
( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) دشوار شدن . 2 - (اِمر.) پوشیده شدن کار. 3 - (اِمص .) دشواری . 4 - خرده گیری .
دانشنامه آزاد فارسی
اِشکال (bug)
(یا: گیر) در رایانه، این اصطلاح زمانی به کار می رود که برنامهای به صورت غیرصحیح عمل کرده یا نتایج نادرستی را ارائه نماید.
(یا: گیر) در رایانه، این اصطلاح زمانی به کار می رود که برنامهای به صورت غیرصحیح عمل کرده یا نتایج نادرستی را ارائه نماید.
wikijoo: اشکال
فرهنگ فارسی
( اسم ) پای بند ستور شکال شکیل .
دشواری مشکل شدن دشواری و سختی و عدم سهولت . دشواری و سختی مثال . در کار من اشکالی پیدا شد .
( اشک آل ) اشک سرخ .
دشواری مشکل شدن دشواری و سختی و عدم سهولت . دشواری و سختی مثال . در کار من اشکالی پیدا شد .
( اشک آل ) اشک سرخ .
دانشنامه عمومی
اشکال، روستایی از توابع بخش اتاقور شهرستان لنگرود در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان اتاقور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۹ نفر (۲۳خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان اتاقور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۹ نفر (۲۳خانوار) بوده است.
wiki: اشکال
مترادف و متضاد
شبهه، شک
ایراد، خردهگیری، عیب
اطوار، اقسام، انحا، انواع، صور، گونهها
پیچیدگی، تعقید، تکلف، دشواری، سختی، سوسه، صعوبت، غموض، محظور
۱. پیچیدگی، تعقید، تکلف، دشواری، سختی، سوسه، صعوبت، غموض، محظور
۲. شبهه، شک
۳. ایراد، خردهگیری، عیب
فرهنگ فارسی ساره
خرده، چالش، دیسه ها، دشواری، ریخت ها
فرهنگستان زبان و ادب
{bug} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] خطا یا نقصی در نرم افزار یا سخت افزار که باعث اختلال در برنامه شود
