Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشناگر

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃnˈɑɡar/ تلفظ :‌ ['a:Sn'AgaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آشناگر
  • علیرضا اشناگر
  • آشناگری
  • آشناوری
  • اشناوری
  • اشنارو
  • اشناور
  • آشنارو
  • آشناور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اشناگر. [ اَ گ َ ] (ص مرکب ) شناگر. سباح . اشناور. شناور. بر آب رونده . (سروری ). و رجوع به اشناور شود.

( آشناگر ) آشناگر. [ ش ْ / ش ِ گ َ ] ( ص مرکب ) شناگر. آشناور. شناور. سباح. آب باز.
اشناگر. [ اَ گ َ ] ( ص مرکب ) شناگر. سباح. اشناور. شناور. بر آب رونده. ( سروری ). و رجوع به اشناور شود.

فرهنگ عمید

شناگر؛ شناور.

( آشناگر ) شناگر، شناور، آب باز.
شناگر، شناور.

فرهنگ معین

( آشناگر ) ( ~. گَ ) (ص فا. ) شناگر، آب باز.

فرهنگ فارسی

( آشناگر ) شناگر سباح
( آشنا گر ) ( صفت ) آشناور شناگر سباح آب باز .
( صفت ) شناگر سباح .

کلمات مرتبط

  • آشناگر
  • علیرضا اشناگر
  • آشناگری
  • آشناوری
  • اشناوری
  • اشنارو
  • اشناور
  • آشنارو
  • آشناور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات