Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آشناور

تلفظ بین المللی : /ˈɑʃanˌɑvar/ تلفظ :‌ ['ASan,AvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • اشناور
  • آشناوری
  • اشناوری
  • آشناو
  • ازناور
  • اشناو
  • اشنارو
  • اشناگر
  • آشنارو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

آشناور. [ ش ْ / ش ِ وَ ] (ص مرکب ) شناور. آشناگر. شناگر. آب باز. سابح . سَبّاح : روان اندر او کشتی و خیره مانده ز پهنای او دیده ٔ آشناور. فرخی .بریگ اندر همی شد مرد تازان چو در غرقاب مرد آشناور. لبیبی .آن آشناوشی که خیال است نام اودر موج آب دیده ٔ من آشناور است . سیدحسن غزنوی .آن قَدَر دستی که خرچنگ قضاآشناور در محیط نام اوست . عمادی شهریاری .آشناور شود خرد در خون جان بجان کندن افکند بکنار. عمادی ...

فرهنگ عمید

شناور؛ شناگر؛ آب‌باز: ◻︎ به ریگ اندر همی‌شد مرد تازان / چو در غرقاب مرد آشناور (لبیبی: شاعران بی‌دیوان: ۴۸۳).


کلمات مرتبط

  • اشناور
  • آشناوری
  • اشناوری
  • آشناو
  • ازناور
  • اشناو
  • اشنارو
  • اشناگر
  • آشنارو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات