کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اشباء کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃbˈɑ kˈardan/
تلفظ :
['a:Sb'A k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اشباع کردن
اباء کردن
اباد کردن
ابا کردن
آباد کردن
اباد کردن مساجد
شاه اباد کرد
کرد اباد
آباد کرد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
glut
(فعل)
سیر کردن، پر کردن، اشباع کردن، اشباء کردن، پر خوردن، با حرص و ولع خوردن
کلمات مرتبط
اشباع کردن
اباء کردن
اباد کردن
ابا کردن
آباد کردن
اباد کردن مساجد
شاه اباد کرد
کرد اباد
آباد کرد
نظرات