Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ آباد کردن

تلفظ بین المللی : /ˈɑbˈɑd kˈardan/ تلفظ :‌ ['Ab'Ad k'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • اباد کردن
  • اباد کردن مساجد
  • شاه اباد کرد
  • کرد اباد
  • از قید ازاد کردن
  • از قید و بند ازاد کردن
  • ازاد کردن
  • از بند ازاد کردن
  • از زنجیر ازاد کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

آباد کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عمارت . عمران : به گرد اندرش روستاها بساخت چو آباد کردش کهان را نشاخت . فردوسی .وز آن پس جهان یکسرآباد کردهمه روی گیتی پر از داد کرد. فردوسی .ز هوشنگ ماند این سده یادگاربسی باد چون او دگر شهریارکز آباد کردن جهان شاد کردجهانی بنیکی از او یاد کرد. فردوسی .از آن رفته نام آوران یادکردبداد و دهش گیتی آباد کرد. فردوسی .صد خانه اگر بطاعت آباد کنی زآن به نبود که خاطری شاد...

کلمات مرتبط

  • اباد کردن
  • اباد کردن مساجد
  • شاه اباد کرد
  • کرد اباد
  • از قید ازاد کردن
  • از قید و بند ازاد کردن
  • ازاد کردن
  • از بند ازاد کردن
  • از زنجیر ازاد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات