کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ازاد کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːzˈɑd kˈardan/
تلفظ :
['a:z'Ad k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
از قید ازاد کردن
از قید و بند ازاد کردن
از بند ازاد کردن
از زنجیر ازاد کردن
از زیر یوغ ازاد کردن
بقید کفیل ازاد کردن
بنده را ازاد کردن
رها یا ازاد کردن
گردن آزاد کردن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
liberation (اسم)رهایی، ازاد کردن، نجاتextrication (اسم)رهایی، ازاد کردن، خلاصیliberalization (اسم)ازاد کردن، ترقیخواه کردنuncage (فعل)ازاد کردن، از قفس رها کردنunfasten (فعل)رها کردن، ازاد کردن، باز کردنunhitch (فعل)ازاد کردن، باز کردن، شل کردنunloose (فعل)رها کردن، ازاد کردن، گشودن، ضعیف کردن، ول کردن، شل کردنunstring (فعل)ازاد کردن، شل کردن، نخ چیزی را کشیدن، نخ یا بند چیزی را سست کردنunyoke (فع...
واژه نامه بختیاریکا
( آزاد کردن )
جل اوسار کندِن
کلمات مرتبط
از قید ازاد کردن
از قید و بند ازاد کردن
از بند ازاد کردن
از زنجیر ازاد کردن
از زیر یوغ ازاد کردن
بقید کفیل ازاد کردن
بنده را ازاد کردن
رها یا ازاد کردن
گردن آزاد کردن
نظرات