Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اسکندرخان

تلفظ بین المللی : /ˌeskandˈarxɑn/ تلفظ :‌ [,eskand'aRxAn]
لغت نامه دهخدا
  • اسکندرخان زند
  • اسکندرخان شیبانی
  • علی اسکندرانی
  • ایرن اسکندرانی
  • غار الاسکندرانی
  • پاپوس اسکندرانی
  • تیون اسکندرانی
  • اسکندرانی
  • سیریل اسکندرانی قدیس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اسکندرخان . [ اِک َ دَ ] (اِخ ) زند. وی برادر مادری کریم خان زند بود. رجوع بفهرست مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه شود.

اسکندرخان . [ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) ابن احمدشاه درانی . احمدشاه وی را ولیعهد خود مقرر کرد و برادران دیگر را بخدمت او مأمور و جهانخان را با سی هزار کس لشکر با ولیعهد بسمت پنجاب مأمور کرد و خود از قندهار کوچیده در سه منزلی قندهار که محل سکنای ...

کلمات مرتبط

  • اسکندرخان زند
  • اسکندرخان شیبانی
  • علی اسکندرانی
  • ایرن اسکندرانی
  • غار الاسکندرانی
  • پاپوس اسکندرانی
  • تیون اسکندرانی
  • اسکندرانی
  • سیریل اسکندرانی قدیس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات