اسلوب. [ اُ ] ( ع اِ ) گونه. ( ربنجنی ) ( السامی فی الاسامی ) ( ترجمان القرآن علامه جرجانی ) ( منتهی الارب ). راه. ( وطواط ) ( منتهی الارب ). طریق. شیوه. منوال. طرز. نمط. وضع. ( غیاث ). طور. روش. ( منتهی الارب ). و تیره. سبک. هنجار. نهج. منهج. سان. وجه.مذهب. سیرت. رسم : و از اسلوب کتاب فراتر نشوی و از تکلف و تصلف مجانبت نمایی. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 14 ). ج ، اسالیب. || قانون. قاعده. فن. نوع.- اسال...
فرهنگ عمید
طرز، طریقه، شیوه، راه و روش.
فرهنگ معین
( اُ ) [ ع . ] ( اِ. ) شیوه ، روش .
فرهنگ فارسی
طرز، طریقه، شیوه، راه وروش، اسالیب جمع ( اسم ) گونه راه شیوه طریق طرز . ۲ - پایه و اساس مقام و لحن و مابه الامتیاز اثر آهنگ سازی با اثر آهنگ ساز دیگر . جمع اسالیب .
دانشنامه عمومی
اسلوب (برنامه نویسی شیءگرا). در برنامه نویسی شیءگرا یک اسلوب∗(متد) یا پیام، رویهای مربوط به یک شیء می باشد. یک شیء متشکل از داده∗ و رفتار∗ است. داده ها و رفتارها در حکم رابط (interface) شیء برای جهان خارجی (عنصری که از شیء استفاده می کند) می باشند. منظور از مشخصهٔ∗ یک شیء همان داده است و منظور از رفتار یک شیء همان اسلوب آن شیء می باشد. برای مثال یک شیء از کلاس Window ممکن است اسلوب (متد)هایی مان...