Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسعاف

تلفظ بین المللی : /ˈaːsʔˈɑf/ تلفظ :‌ ['a:s?'Af]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • السعاده و الاسعاد فی السیره الانسانیه
  • صور اسرافیل
  • علی اسکافی
  • کاتب اسکافی
  • اسراف
  • اسراف اور
  • اسراف کردن
  • اسراف کننده
  • اسرافکار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اسعاف. [ اِ ] ( ع مص ) برآوردن. گزاردن : اسعاف حاجت ؛ برآوردن حاجت. روا کردن حاجت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغة ). روا کردن. ( غیاث ). قضا کردن حاجت : اسعف بحاجته : از آنجا که اریحیت طبع و کرم ، نهاد آن پادشاه بود این دعوت را اجابت کرده باسعاف طلبت و انجاح حاجت او زبان داد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 28 ). سلطان بفرمود تا ملتمس او به اسعاف مقرون داشتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 347 ). ملتمس ایشان به...

فرهنگ عمید

۱. برآوردن، روا کردن، برآوردن حاجت.
۲. کارگشایی کردن، یاری کردن.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) برآوردن ، روا کردن (حاجت و مانند آن ).

فرهنگ فارسی

بر آوردن، رواکردن، بر آوردن حاجت، کارگشایی کردن، یاری کردن
( مصدر ) بر آوردن روا کردن ( حاجت و مانند آن ) .

کلمات مرتبط

  • السعاده و الاسعاد فی السیره الانسانیه
  • صور اسرافیل
  • علی اسکافی
  • کاتب اسکافی
  • اسراف
  • اسراف اور
  • اسراف کردن
  • اسراف کننده
  • اسرافکار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات