اسراف. [ اِ ] ( ع مص ) گزاف کاری کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). گزافه کاری. ایعاث. اقعاث. گزاف کردن. ( زوزنی ). درگذشتن از حدّ میانه. از حدّ تجاوز کردن. افراط. زیاده روی.تبذیر. ابذار. اتلاف. گشادبازی. فراخ روی. از اندازه بگذشتن. تجاوز حدّ. مجاوزه از حدّ بغیر صواب. مقابل تقتیر و اقتار و تقصیر و قصد و اقتصاد : قاضی اسرا...
فرهنگ عمید
۱. زیاده روی کردن در مصرف چیزی. ۲. از حد درگذشتن در انجام کاری، زیاده روی.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . )از حد گذشتن . ۲ - (اِمص . ) زیاده روی . ۳ - ولخرجی .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) گزاف کاری کردن در گذشتن از حد میانه . ۲ - تلف کردن مال ولخرجی کردن . ۳ - ( اسم ) فراخ روی فراخ رفتاری افراط تبذیر . ۴ - ولخرجی تبذیر . عبد و بنده
[ویکی فقه] زیاده روی و تجاوز از حدّ اعتدال را اسراف گویند. مباحث مربوط به آن در فقه در ضمن دیگر مباحث فقهی در باب های گوناگون عبادات، عقود، ایقاعات و احکام، به مناسبت مطرح شده است.اسراف و تبذیر از گناهانی است که بر کبیره بودنش تصریح شده است. چنانچه در صحیحه فضل بن شاذان از حضرت رضا (علیه السّلام) و همچنین در روایت اعمش از حضرت صادق (علیه السّلام) ضمن شماره کبائر، اسراف و تبذیر را ذکر فرموده اند و ...