Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استلقاء

تلفظ بین المللی : /ˈaːstalaq1ˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:stalaq1'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • استسقاء
  • استبقاء
  • استقاء
  • نماز استسقاء
  • استرقاء
  • استقاءه
  • استلاء
  • استلباء
  • استلغاء
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

استلقاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ستان خفتن. ( مجمل اللغه ) ( منتهی الارب ). بپشت واخسپیدن. بپشت واخوابیدن. به ستان واخفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بر پشت واخسپیدن. ( غیاث ). بر قفا خفتن. ( منتهی الارب ). ستان افتادن. بر پشت افتادن. طاق باز خوابیدن : استلقی علی ظهره و نیز سلقته فاستلقی ؛ ستان بر زمین افکندم او را پس ستان افتاد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . )بر پشت خوابیدن ، طاق باز خوابیدن .

کلمات مرتبط

  • استسقاء
  • استبقاء
  • استقاء
  • نماز استسقاء
  • استرقاء
  • استقاءه
  • استلاء
  • استلباء
  • استلغاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات