Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ استلاء

تلفظ بین المللی : /estˈellɑ/ تلفظ :‌ [est'ellA]
لغت نامه دهخدا
  • استلادل منطقی کردن
  • استیلاء
  • استیلاء یافتن بر
  • ابتلاء
  • ابتلاء اعضای حرکتی
  • اعتلاء
  • امتلاء
  • استحلاء
  • استعلاء
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

استلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) روغن کشیدن از مسکه. ( منتهی الارب ). مسکه را روغن کردن. ( زوزنی ). || روغن تازه گداختن. مسکه گداختن. ( تاج المصادر بیهقی ). || بیرون انداختن یارک را. بیرون افکندن سلا را. یقال : استلت الشاةُ؛ چون بیرون اندازد سلا را. ( منتهی الارب ). || فربه شدن گوسفند. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • استلادل منطقی کردن
  • استیلاء
  • استیلاء یافتن بر
  • ابتلاء
  • ابتلاء اعضای حرکتی
  • اعتلاء
  • امتلاء
  • استحلاء
  • استعلاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات