Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استعصام

تلفظ بین المللی : /ˌesteʔsˈɑm/ تلفظ :‌ [,este?s'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • استعلام
  • استعجام
  • استعظام
  • استعصا
  • محمد استعلامی
  • استعتام
  • استعصاء
  • استعمام
  • استعلام بها
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

استعصام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) چنگ درزدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). دست زدن سوار از خوف بر آنچه جهت گرفتن سازند. ( منتهی الارب ). دست در چیزی زدن از خوف افتادن. || طلب عصمت کردن. || بازداشتن. ( منتهی الارب ). || بازایستادن. ( زوزنی ). واایستادن. واایستیدن. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ عمید

متوسل شدن، پناه بردن.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - چنگ زدن . ۲ - پناه آوردن .

فرهنگ فارسی

چنگ درزدن درچیزی، دست انداختن به چیزی برای نگاهداشتن خود ، پناه آوردن، بازداشتن، بازایستادن
( مصدر ) ۱ - چنگ در زدن دست انداختن تشبث کردن . ۲ - پناه آوردن .

کلمات مرتبط

  • استعلام
  • استعجام
  • استعظام
  • استعصا
  • محمد استعلامی
  • استعتام
  • استعصاء
  • استعمام
  • استعلام بها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات