Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استعجام

تلفظ بین المللی : /ˌesteʔdʒˈɑm/ تلفظ :‌ [,este?dZ'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • استعلام
  • استعجاب
  • استعجال
  • استعصام
  • استعظام
  • محمد استعلامی
  • استعتام
  • استعمام
  • استعلام بها
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

استعجام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بسته شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). ناتوان شدن بسخن گفتن. عاجز شدن در سخن. بسته گردیدن بر کسی سخن و ناتوانی از فصیح گفتن : استعجم علیه الکلام. || خاموش گشتن از پاسخ سائل : استعجم عن جواب السائل. || قادر نشدن بر قرائت جهت غلبه خواب.( منتهی الارب ). || بسته و مبهم شدن کلام.

فرهنگ عمید

۱. عاجز شدن در سخن، ناتوان شدن در سخن گفتن.
۲. فروماندن در پاسخ دادن به پرسش کسی.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پوشیده شدن . ۲ - ناتوان شدن به سخن گفتن ، عاجز شدن در سخن . ۳ - خاموش گشتن از پاسخ سایل ۴ - بسته و مبهم شدم کلام .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پوشیده شدن . ۲ - ناتوان شدن بسخن گفتن عاجز شدن در سخن . ۳ - خاموش گشتن از پاسخ سایل . ۴ - بسته و مبهم شدن کلام .

کلمات مرتبط

  • استعلام
  • استعجاب
  • استعجال
  • استعصام
  • استعظام
  • محمد استعلامی
  • استعتام
  • استعمام
  • استعلام بها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات