کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استخوانی-شدن | کلماتور
معانی کلمه : استخوانی شدن
تلفظ بین المللی :
/ˌostoxˈɑni ʃˈodan/
تلفظ :
[,ostox'Ani S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
کم شدن مواد اهکی استخوان
پوست و استخوان شدن
قطع شدن افقی استخوان
استخوان شانه
استخوانی
استخوانی کردن
استخوانی زرهان
استخوانی سر
استخوانی سران
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
تشکیل استخوان به روش معمول زیستی
مترادف و متضاد
ossify
(فعل)
سخت کردن، استخوانی شدن، استخوانی کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{ossification} [ارتاپزشکی] تشکیل استخوان به روش معمول زیستی
کلمات مرتبط
کم شدن مواد اهکی استخوان
پوست و استخوان شدن
قطع شدن افقی استخوان
استخوان شانه
استخوانی
استخوانی کردن
استخوانی زرهان
استخوانی سر
استخوانی سران
نظرات