کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ازمون کردن
تلفظ بین المللی :
/azˌemun kˈardan/
تلفظ :
[az,emun k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
ازمودن کردن
ابگون کردن
اخون اخون کردن
ازمون
آزمون
ازمون پذیر
ازمون ابل
ازمون اریب
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
examine
(فعل)
ازمودن، باز جویی کردن، معاینه کردن، بازرسی کردن، امتحان کردن، ازمون کردن
کلمات مرتبط
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
ازمودن کردن
ابگون کردن
اخون اخون کردن
ازمون
آزمون
ازمون پذیر
ازمون ابل
ازمون اریب
نظرات