کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : از نو خلق کردن
تلفظ بین المللی :
/az nˈoː xˈalq1 kˈardan/
تلفظ :
[az n'o: x'alq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از نو
از نو ازمودن
از نو به مقام اولیه خود رساندن
از نو تقویت کردن
از نو خندق ساختن
از نو ریختن
از نو ساختن
از نو سنگرسازی
از نو طرح ریختن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
recreate
(فعل)
تفریح دادن، تفریح کردن، از نو خلق کردن، تمدد اعصاب کردن، وسیله تفریح را فراهم کردن
کلمات مرتبط
از نو
از نو ازمودن
از نو به مقام اولیه خود رساندن
از نو تقویت کردن
از نو خندق ساختن
از نو ریختن
از نو ساختن
از نو سنگرسازی
از نو طرح ریختن
نظرات