معانی کلمه : از نو
لغت نامه دهخدا
از نو. [ اَ ن َ / نُو ] ( ق مرکب ) از سر. دوباره. مجدداً. بار دیگر. باز.
فرهنگ فارسی
دوباره
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
دوارتِه؛ دی؛ ز سر؛ زون تَرِه
زنو؛ ز سر
زنو؛ ز سر
فرهنگستان زبان و ادب
{redo} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از گزینه های نوار گزینه که باعث تکرار آخرین فرمان اجراشده می شود
