Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ از خود بیخود کردن

تلفظ بین المللی : /az xod bˈixod kˈardan/ تلفظ :‌ [az xod b'ixod k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • از خود بیخود شدن
  • از خود بیخود شده
  • بیخود از خود
  • از خود بی خود
  • از خود بیخودی
  • از خود دور کردن
  • از خود راضی گری
  • از خود سلب کردن
  • از خود ندانستن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

entrance (فعل)اغاز مدهوش کردن، از خود بیخود کردن، زیاد شیفته کردن، در بیهوشی یا غش انداختنrapture (فعل)از خود بیخود کردن، بوجد اوردنinfatuate (فعل)از خود بیخود کردن، شیفته و شیدا شدن...

کلمات مرتبط

  • از خود بیخود شدن
  • از خود بیخود شده
  • بیخود از خود
  • از خود بی خود
  • از خود بیخودی
  • از خود دور کردن
  • از خود راضی گری
  • از خود سلب کردن
  • از خود ندانستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات