معانی کلمه : ارقون
لغت نامه دهخدا
ارقون . [ ] (اِ) حنا. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). ارقان . ایرقان . ورقان . فقولیان . برنا. یرنا. (فهرست مخزن الأدویه ). رجوع بحنا شود. || روغن جلوز. (فهرست مخزن الأدویه ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:آرگون (شیمی)
wikijoo: ارقون
فرهنگ فارسی
رودیست در بلاد ایغور که از کوههای قراقورم سرچشمه گیرد
فرهنگ اسم ها
اسم: آرقون (پسر) (ترکی) (تلفظ: arghon) (فارسی: آرقون) (انگلیسی: arghon)
معنی: صاف، پاک شده، برگزیده شده
معنی: صاف، پاک شده، برگزیده شده
