Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اروند

تلفظ بین المللی : /ˈaːrvand/ تلفظ :‌ ['a:Rvand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • آروند
  • اروند دست
  • اروند دشت
  • اروند دشت ارای
  • اروند گشنسپ
  • فرازین اروند
  • ارمان و اروند
  • باشگاه فوتبال کارون اروند خرمشهر
  • بیمارستان اروند اهواز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اروند. [ اَ وَ ] (اِخ ) دریای محیط. (برهان ). || (اِ) اقیانوس . || کره ٔ آب . (برهان ).

اروند. [ اَ وَ ] (اِخ ) (چشمه ٔ...) چشمه ٔ اروند بسیستان ، نی بسیاردرو میروید چندانکه در آبست بسنگ شده و آنچه در بیرون آبست نی مانده بود. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی مقاله ٔ سوم چ لیدن ص 279) (برهان ). || چشمه ای در کوه اروند (الوند). رجوع به اروند (کوه ) شود....

فرهنگ عمید

۱. تجربه، امتحان، آزمایش.
۲. رنج.
۳. حسرت.
۴. آرزو.
۵. سِحر، جادو، فریب: همه مر تو را بند و تنبل فروخت / به اروند چشم خرد را بدوخت (فردوسی: ۲/۳۳۷ ).
۶. فر و شکوه، شوکت.
۷. تندی.
۸. (صفت ) تندوتیز، چالاک.
۹. (صفت ) نیرومند.

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) 1 - افسون و نیرنگ . 2 - رود دجله .

(اَ وَ) (اِ.) 1 - شأن و شوکت . 2 - حسرت ، آرزو.

( آروند ) (وَ ) ( اِ. ) اروند، ارونگ .
( ~. ) (اِ. ) ۱ - افسون و نیرنگ . ۲ - رود دجله .
(اَ وَ ) (اِ. ) ۱ - شأن و شوکت . ۲ - حسرت ، آرزو.

فرهنگ فارسی

( آروند ) ( اسم ) اورند اورنگ
شان و شوکت برهان
چشمه ایست در سیستان .
( اسم ) ۱ - مکر فریب حیله . ۲ - سحر جادو .
اقیانوس

دانشنامه عمومی

اروند (ابهام زدایی). اروند رود پهناوری ست در جنوب غربی ایران و در مرز ایران و عراق.اروند (فیلم)اروند (مشهد)اروند همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:wiki: بخش مرکزی شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان طوس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۹ نفر (۴۸خانوار) بوده است.wiki: اروند (مشهد)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: arvand) تند ، تیز ، چالاک ، دلیر ، فر ، شکوه ، شأن و شوکت ، نام رودِ دجله ؛ (در اعلام) نام پدر سهراب شاه که نسب وی به کی قباد می‌رسد .

اسم: آروند (پسر) (فارسی) (تلفظ: ārvand) (فارسی: آروند) (انگلیسی: arvand) معنی: شأن و شوکت و فر و شکوه، ( = اروند )، اورند و اورنگاسم: اروند (پسر) (فارسی، اوستایی) (طبیعت) (تلفظ: arvand) (فارسی: اََروند) (انگلیسی: arvand) معنی: تند، تیز، چالاک، دلیر، ...

مترادف و متضاد

حسرت، غبطه

جادو، چشم‌بندی، سحر

تند، جلد، چالاک، فرز

جاه، حشمت، شکوه، شوکت

حیله، دوال، فریب، مکر، نیرنگ

۱. حیله، دوال، فریب، مکر، نیرنگ
۲. جادو، چشمبندی، سحر
۳. حسرت، غبطه
۴. تند، جلد، چالاک، فرز
۵. جاه، حشمت، شکوه، شوکت


کلمات مرتبط

  • آروند
  • اروند دست
  • اروند دشت
  • اروند دشت ارای
  • اروند گشنسپ
  • فرازین اروند
  • ارمان و اروند
  • باشگاه فوتبال کارون اروند خرمشهر
  • بیمارستان اروند اهواز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات