کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ارضاء | کلماتور
معانی کلمه : ارضاء
تلفظ بین المللی :
/ˈerzɑ/
تلفظ :
['eRzA]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ارضاء نفس
ارضاء کردن
امضاء با یک حرف
امضاء سازی
امضاء شده
امضاء و علا مت برجسته و مشخص
امضاء کردن
امضاء کننده
امضاء یا علامت مخصوص شخص
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ارضاء. [ اِ ] ( ع مص ) خشنود کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغة ). ترضیه. ( مجمل اللغة ). دادن چیزی که خشنود کند. ( منتهی الأرب ). || اقناع.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) خشنود کردن ، راضی گردانیدن .
مترادف و متضاد
satisfaction
(اسم)
رضایت، خوشنودی، خرسندی، خوشحالی، رضامندی، ارضاء، اقناع
کلمات مرتبط
ارضاء نفس
ارضاء کردن
امضاء با یک حرف
امضاء سازی
امضاء شده
امضاء و علا مت برجسته و مشخص
امضاء کردن
امضاء کننده
امضاء یا علامت مخصوص شخص
نظرات