Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ امضاء کردن

تلفظ بین المللی : /ˈemzɑ kˈardan/ تلفظ :‌ ['emzA k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • تصدیق امضاء کردن
  • امضا کردن
  • املاء کردن
  • ارضاء کردن
  • اجراء کردن
  • اتکاء کردن
  • اباء کردن
  • امضاء
  • امضاء با یک حرف
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

signature (اسم)اثر، دستینه، امضا، پاراف، امضاء، امضاء کردن، صحه، توشیحunderwrite (فعل)تعهد کردن، امضاء کردن، در زیر سندی نوشتنundersign (فعل)امضاء کردنsign (فعل)اشاره کردن، پاراف کردن، امضاء کردن...

کلمات مرتبط

  • تصدیق امضاء کردن
  • امضا کردن
  • املاء کردن
  • ارضاء کردن
  • اجراء کردن
  • اتکاء کردن
  • اباء کردن
  • امضاء
  • امضاء با یک حرف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات