کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ارتمام
تلفظ بین المللی :
/ˌertemˈɑm/
تلفظ :
[,eRtem'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اهتمام محمد
اکمال الدین و اتمام النعمه
اتمام حجت
غسل ارتماسی دادن
مسابقه را به اتمام رساندن
اغتمام
ارتسام
ارتماس
ارتماسی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ارتمام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ارتمام بهیمه ؛ گرفتن ستورچوبها را بدهن خود و خوردن آن. ( منتهی الارب ). || خوردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ارتمام فصیل ؛ تازه کوهان آوردن کره شتر.
کلمات مرتبط
اهتمام محمد
اکمال الدین و اتمام النعمه
اتمام حجت
غسل ارتماسی دادن
مسابقه را به اتمام رساندن
اغتمام
ارتسام
ارتماس
ارتماسی
نظرات