معانی کلمه : ارتجاعی
لغت نامه دهخدا
ارتجاعی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به ارتجاع. || بازگشته . || آنکه ببازگشت به اصول پیشین معتقد است. مرتجع .
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب . )۱ - منسوب به ا رتجاع ، حالت ارتجاعی . ۲ - آن که به بازگشت به اصول پیشین معتقد است ، آن که با جهش و پیشرفت مخالف باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به ارتجاع : حالت ارتجاعی . ۲ - آنکه به بازگشت به اصول پیشین معتقداست آن که با جهش و پیشرفت مخالف باشد فکر و قانون و اصلی که در جهت حفظ وضع کهنه و پیشین و پایمال کردن نظام و اصول نو و مترقی جریان داشته باشد .
مترادف و متضاد
کهنهگرا، متحجر، محافظهکار، نوستیز، واپسگرا ≠ متجدد، نوگرا
فرهنگ فارسی ساره
واپسگرایانه
