Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارامیده

تلفظ بین المللی : /ˈaːrˈɑmidˌeː/ تلفظ :‌ ['a:R'Amid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • آرامیده
  • فرو ارامیدن
  • فرود ارامیدن
  • آرامیدن
  • ارامیدن
  • ارمیده
  • اشامیده
  • آرمیده
  • آشامیده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آرامیده ) آرامیده. [ دَ / دِ] ( ن مف / نف ) ساکن. ساکت. مستریح. مطمئن. آرمیده.
- آرامیده شدن ؛ سجو. تفرج.
- آرامیده شدن ورَم و آماس ؛ انفشاش.
- آرامیده کردن ستور ؛ توقیر آن. تسکین او.
- آرامیده گفتن ؛تهوید. نرم گفتن. آهسته و شمرده گفتن.

فرهنگ فارسی

( آرامیده ) ( اسم ) آرام گرفته استراحت کرده آرمیده.
ساکت نرم گفتن

کلمات مرتبط

  • آرامیده
  • فرو ارامیدن
  • فرود ارامیدن
  • آرامیدن
  • ارامیدن
  • ارمیده
  • اشامیده
  • آرمیده
  • آشامیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات