Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آرمیده

تلفظ بین المللی : /ɑrmˈideː/ تلفظ :‌ [ARm'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • ارمیده
  • حشمت الله ارمیده
  • حمیده ارمیده
  • فرو ارمیدن
  • فرود ارمیدن
  • ارمنده
  • ارمیدن
  • ارکیده
  • آرمده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

آرمیده . [ رَ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) آسوده . مستریح . ساکن . بی حرکت . ساکت . خفته . خوابیده . آرام . آرام گرفته . مقابل جنبان و جنبنده : از ما رها شدی دگری را رهی شدی از ما رمیده با دگری آرمیده ای . شهره ٔ آفاق (از صحاح الفرس ).ز کارآگهان آنکه بدرهنمای بیامد به نزدیک پرده سرای بجائی غو پاسبانی ندیدجز از آرمیده جهانی ندید. فردوسی .محرّک نخستین ، جنبنده نشاید وزبهر این او را آرمیده کردند... و گروهی...

فرهنگ عمید

۱. آرام‌گرفته؛ آسوده.
۲. خفته.
۳. [قدیمی] ساکن.
۴. [قدیمی] آهسته.

فرهنگ معین

(رَ دِ) (ص مف .) 1 - خفته ، 2 - ساکن ، مطمئن .

مترادف و متضاد

آسوده، خفته، غنوده


کلمات مرتبط

  • ارمیده
  • حشمت الله ارمیده
  • حمیده ارمیده
  • فرو ارمیدن
  • فرود ارمیدن
  • ارمنده
  • ارمیدن
  • ارکیده
  • آرمده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات