معانی کلمه : ارامگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آرامگاه ) ۱. جای آرمیدن، محل آسایش.
۲. [مجاز] گور، مزار، مقبره.
۳. جای اسکان، محل استقرار.
۱. جای آرمیدن، محل آسایش.
۲. [مجاز] گور، مزار، مقبره.
۳. جای اسکان، محل استقرار.
۲. [مجاز] گور، مزار، مقبره.
۳. جای اسکان، محل استقرار.
۱. جای آرمیدن، محل آسایش.
۲. [مجاز] گور، مزار، مقبره.
۳. جای اسکان، محل استقرار.
فرهنگ معین
( آرامگاه ) (اِمر. ) ۱ - جای آرمیدن . ۲ - مجازاً به معنی گور، قبر.
فرهنگ فارسی
( آرامگاه ) ( اسم ) ۱ - جای آسایش محل آرام . ۲ - خانه مسکن منزل . ۳- وطن موطن . ۴ - آبادی آبادانی .
موطن مسکن
آرامگه: جای آرمیدن، محل آسایش، مجازا به معنی گور، مزار، مقبره
موطن مسکن
آرامگه: جای آرمیدن، محل آسایش، مجازا به معنی گور، مزار، مقبره
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
tomb (اسم)
خاک، مقبره، مزار، ارامگاه، قبر، گور
cemetery (اسم)
گورستان، قبرستان، ارامگاه
فرهنگستان زبان و ادب
آرامگاه
{tomb} [باستان شناسی] هر سازۀ مختص تدفین انفرادی یا جمعی مردگان
{tomb} [باستان شناسی] هر سازۀ مختص تدفین انفرادی یا جمعی مردگان
