Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارامل

تلفظ بین المللی : /ˈaːrˈɑmal/ تلفظ :‌ ['a:R'Amal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ذو ارام
  • زبان ارامی
  • انجمن فرهنگی ارامنه چهارمحال
  • شاد ارام
  • سامانۀ جریان آرام خورشیدی
  • سنگ سفید ارامه
  • طول ارام
  • عام ارمل
  • عدد ماخ جریان آرام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ارامل. [ اَ م ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ اَرمَل و اَرمَلة. مردان بی زن. زنان بی شوهر. || مستمندان. فقیران.مساکین. درویشان. مردان و زنانی که قدرت بهیچ چیز نداشته باشند. ( غیاث ): فضله مکارم ایشان [ توانگران ] به اَرامِل و پیران و اقارب و جیران رسیده. ( گلستان ). || ج ِ اُرمولة. رجوع به ارمولة شود.

فرهنگ عمید

زنان فقیر بی شوهر.

فرهنگ معین

(اَ مِ ) [ ع . ] (ص . ) جِ ارمل و ارامله .

فرهنگ فارسی

مردمان بی چیزوبی کس، مستمندان، مردان بی زن، زنان بی شوهر، بیوه زنان، جمع ارمل و ارمله
( صفت ) ۱ - جمع : ارمل و ارمله . الف - مردان بی زن زنان بی شوهر . ب - مستمندان فقیران مساکین درویشان مردان و زنانی که قدرت هیچ چیز نداشته باشند . ۲ - جمع : ارموله

کلمات مرتبط

  • ذو ارام
  • زبان ارامی
  • انجمن فرهنگی ارامنه چهارمحال
  • شاد ارام
  • سامانۀ جریان آرام خورشیدی
  • سنگ سفید ارامه
  • طول ارام
  • عام ارمل
  • عدد ماخ جریان آرام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات