Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارا

تلفظ بین المللی : /ˈaːrˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:R'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • آرا
  • آرا (ی )
  • آرا ویرا
  • ارا اورا
  • ارا ویرا
  • ارا گو
  • ارا 30
  • ارا 40
  • ارا 849
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ارا. [ ] (اِخ ) یکی از رؤسای اشیر بود(کتاب اول تواریخ ایام 7:38). (قاموس کتاب مقدس ).

( آرا ) آرا. ( نف مرخم ) مخفف آراینده ، چنانکه در: انجمن آرا، بت آرا، بزم آرا، بهارآرا، پیکرآرا، جهان آرا، چمن آرا، خاطرآرا، خانه آرا، خودآرا، دست آرا، دل آرا، رزم آرا، سپاه آرا، سخن آرا،...

فرهنگ عمید

( آرا ) ۱. = آراستن
۲. آراینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): انجمن آرا، بزم آرا، جهان آرا، خودآرا، رزم آرا، سخن آرا.
۳. (اسم ) [مخففِ آرایش] [قدیمی] زیب، زیور: میان گوهر و زیور سراپای / بتان را زشت کرده زیب و آرای (فخرالدین اسعد: ۱۲۶ ).
"

فرهنگ معین

( آرا ) [ ع . آراء ] ( اِ. ) جِ رأی ، رأی ها، اندیشه ها.

دانشنامه آزاد فارسی

آرا. خدای جنگ در باورهای اَرامنۀ پیش از مسیحیت. به روایت موسی خورِنی آرا پسر آرام، یکی از شاهان اساطیری ارمنی در زمان شامیرام (سِمیرامیس) بود. در همین روایت کوه آغری داغ، به نام او آرارات نامیده می شود. آرا باید با آرِس (مارس)، خدای جنگ لاتین ها در پیوند باشد.wikijoo: آرا...

فرهنگ فارسی

( آرا ) ( اسم ) جمع : رای رایها اندیشه ها.
مخفف آراینده یکی از صور فلکی
یکی از روسای اشیر بود

دانشنامه عمومی

آرا. آرا• کد پستی• 802 301• پیش شماره• +916182• پلاک خودرو• Br-03در Bihar and هندشهر آرا (به انگلیسی: Arrah) با جمعیت ۲۴۴٫۴۳۹ نفر در ایالت بیهار در کشور هند واقع شده است.wiki: شهرستان ساری در استان مازندران ایران است. این روستا که در ارتفاع قرار گرفته در نزدیکی شهر کیاسر قرار دارد.پورتال خبری بچه های سفید کوه اراءاراء روستایی است که در بلندی قرار گرفته است. به لحاظ جغرافیایی در عرض جغرافیایی ۱۲َ...

گویش مازنی

روستایی از دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری

( آرا ) /aaraa/ آرایش - درست نیکو ۳زیبا ۴از نام های زنان
/eraa/ روستایی از دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری

فرهنگ اسم ها

اسم: آرا (دختر) (فارسی) (تلفظ: ārā) (فارسی: آرا) (انگلیسی: ara)
معنی: آراستن، زیور، زینت و آرایش، آرایش کننده، آراینده، ( مخفف آراینده )، [این واژه با واژه ی عربی آرا ( آراء ) به معنی رأی ها، نظرها و عقیده ها هم آوا و هم نویسه می باشد]، به معنی آراستن، آراینده [این واژه با واژه ی عربی آرا ( آراء ) به معنی رأی ها، مخفف آراینده آرایشگر، زیور زینت

واژه نامه بختیاریکا

( اَرا ) واحدی حجمی. مثلاً یَه ارا نِوِک یعنی یک قالب نمک
( اَرّا ) ( ● ) ؛ آرد کننده؛ آسیابان

فرهنگستان زبان و ادب

آرا
{vote} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مجموع رأی های اخذ شده در یک انتخابات
[عمومی] ← آرایه گر

کلمات مرتبط

  • آرا
  • آرا (ی )
  • آرا ویرا
  • ارا اورا
  • ارا ویرا
  • ارا گو
  • ارا 30
  • ارا 40
  • ارا 849
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات