آرا. (اِخ ) (کلمه ٔ لاتینی ) یکی از صور فلکی . المحراب . الببغاء. المجمرة. آتشدان . (ابوریحان ).
۱. = آراستن
۲. آراینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): انجمنآرا، بزمآرا، جهانآرا، خودآرا، رزمآرا، سخنآرا.
۳. (اسم) [مخففِ آرایش] [قدیمی] زیب؛ زیور: ◻︎ میان گوهر و زیور سراپای / بتان را زشت کرده زیب و آرای (فخرالدیناسعد: ۱۲۶).
[ ع . آراء ] ( اِ.) جِ رأی ؛ رأی ها، اندیشه ها.
مجموع رأیهای اخذشده در یک انتخابات
۱آرایش ۲درست نیکو ۳زیبا ۴از نام های زنان
(تلفظ: ārā) (مخفف آراینده) ، به معنی آراستن ؛ زیور ، زینت و آرایش ؛ آرایشکننده ، آراینده . [این واژه با واژهی عربی آرا (آراء) به معنی رأیها ، نظرها و عقیدهها هم آوا و هم نویسه میباشد] .
رای ها