معانی کلمه : اذین
لغت نامه دهخدا
اذین . [ اَ ] (اِخ ) نامی از نامهای مردان عرب از جمله نام جدّ پدر محمدبن احمدبن جعفر.
فرهنگ عمید
( آذین ) ۱. زیب ، زیور، زینت: ببستند آذین به شهر اندرون / پر از خنده لب ها و دل پر ز خون (فردوسی: ۶/۱۰ ).
۲. [قدیمی] آیین، رسم، قاعده، قانون: نوشتند بر سان و آذین چین / سوی شاه با صدهزار آفرین (فردوسی: لغت نامه: آذین ).
۳. [قدیمی] غرفه و نشیمنگاه های آراسته و مزین در جشن ها.
۲. [قدیمی] آیین، رسم، قاعده، قانون: نوشتند بر سان و آذین چین / سوی شاه با صدهزار آفرین (فردوسی: لغت نامه: آذین ).
۳. [قدیمی] غرفه و نشیمنگاه های آراسته و مزین در جشن ها.
فرهنگ معین
( آذین ) ( اِ. ) ۱ - زیب ، زینت ، آرایش . ۲ - رسم ، قاعده ، قانون .
فرهنگ فارسی
( آذین ) ( اسم ) ۱- زیب زینت آرایش . ۲ - رسم قاعده قانون .
زیب زیور
( اسم ) مصغر اذن است گوش خرد گوشک .
نامی از نامهای مردان عرب
زیب زیور
( اسم ) مصغر اذن است گوش خرد گوشک .
نامی از نامهای مردان عرب
دانشنامه عمومی
آذین. آذین نام یکی فرماندهان لشکر بابک خرمدین است.
معانی نام های ایرانی
فهرست نام های ایرانی
معانی نام های ایرانی
فهرست نام های ایرانی
wiki: آذین
فرهنگ اسم ها
اسم: آذین (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: āzin) (فارسی: آذين) (انگلیسی: azin)
معنی: زینت، آرایش، زیور، آیین، زیب، رسم و قاعده، نام یکی از فرماندهان سپاه بابک خرم دین، نام پهلوانی در ویس و رامین
معنی: زینت، آرایش، زیور، آیین، زیب، رسم و قاعده، نام یکی از فرماندهان سپاه بابک خرم دین، نام پهلوانی در ویس و رامین
