کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اذیت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : اذیت کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈazjat kˈardan/
تلفظ :
['azjat k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
دائما مزاحم شدن و اذیت کردن
اذین کردن
اذیت
اذیت کننده
اذیت نکن
اذیت انبیا
اذیت بنی اسرائیل
اذیت بنیامین
اذیت به محمد
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آزار کردن آزردن تصدیع دادن عذاب دادن معذب داشتن تعذیب رنجه داشتن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
chivvy (اسم)اذیت کردن، موسیر اسپانیاchivvy (فعل)اذیت کردن، تعقیب کردنchive (فعل)اذیت کردنindemnify (فعل)اذیت کردن، تاوان دادن، صدمه زدن بهtousle (فعل)پریشان کردن، اذیت کردن، بر هم زدن، چروک شدن، مچاله کردنneedle (فعل)اذیت کردن، سوزن دوزی کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدنgrind (فعل)خرد کردن، ساییدن، اذیت کردن، کوبیدن، سابیدن، سخت کار کردن، اسیاب کردن، تیز کردن، اسیاب شدنannoy (فعل)تحریک کردن، ازرد...
فرهنگ فارسی ساره
آزردن، پژولیده کردن
واژه نامه بختیاریکا
به زهشت نهشتن؛ به نوک زِیدِن؛ سِرِّ دُنیانه به سَر کسی دِراَوُردن
کلمات مرتبط
دائما مزاحم شدن و اذیت کردن
اذین کردن
اذیت
اذیت کننده
اذیت نکن
اذیت انبیا
اذیت بنی اسرائیل
اذیت بنیامین
اذیت به محمد
نظرات